پروپاگاندا

پروپاگاندا گونه ای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای بسيج افکار عمومی از طريق تبليغات سياسی پخش و فرستاده می شود. تبلیغات سیاسی شکلی از ارتباط است که هدف آن نفوذ بر گرایش یک جمع یا جماعت به موضع و دلیل دلخواه مبلغ سیاسی است. پروپاگاندا برخلاف تهیه اطلاعات ناجانبدارانه، در اصلی ترین معنای خود، دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر یک مخاطب است. در این راستا، اغلب اوقات، واقعیت ها به طور گزینشی بیان و بازنمایی می شوند(درحالی که نادرستی آن برگوینده روشن و آشکار است) تا از سوی مخاطب، واکنش و رفتاری احساسی و نه آگاهانه وخردمندانه سربزند. نتیجه این امر، تغییر گرایش دلخواه به سوی هدفی است که برای مخاطب هدف گیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامه سیاسی، درنظرگرفته شده است. افزون براین، پروپاگاندا می تواند در شکل یک نبرد و جنگ افروزی سیاسی نیز تلقی شود.
تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا شکلی از ارتباط است که با ترغیب یا اقناع متفاوت است، زیرا هدفش این است تا به پاسخی دست یابد که قصد مبلغ را تداوم بخشد. اقناع یا ترغیب، به مثابه یک فعال کننده دوسویه عمل می‌کند و هدفش آن است که به نیازهای ترغیب کننده و ترغیب شونده پاسخ دهد. یک مدل تبلیغ (پروپاگاند) نشانگر آن است که چگونه می‌توان عناصر اطلاع رسانی و ارتباط اقناعی را در تبلیغات با یکدیگر تلفیق کرد. تبلیغات سیاسی ممکن است افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.

منبع: ویکیپدیا

یه مدت که مجردی دور از خانواده و شهر خودت زندگی کرده باشی مجبور باشی غذا بپزی،ظرف بشوری،لباس اطو کنی،جارو بزنی،سرما بخوری بیفتی یه گوشه،کسی نباشه یه کاسه سوپ دستت بده  و ... هزار تا کاری که تا پیش پدر مادرت بودی اصلا نفهمیدی کی داره انجامش میده، و اگر این شانس رو مثل من داشته باشی که باز هم برگردی پیش خانوادت،،،  یه روز که نمک غذا یکم کم و زیاد شده یا یه چیزی مطابق سلیقت نبود، در دهنت رو میبندی و فقط لبخند میزنی به پاس زحمت هایی که این بندگان خدا میکشن و ما ممکنه فرصت ها رو از دست بدیم برای جبرانش...

استرسی که از شنیدن سخنرانی این دوستمون در سازمان ملل بهم وارد شده باعث شد برای اولین بار در عمرم قرص clidinium-c بخورم. یکی نیست بگه سر پیازی ته پیازی...

حالا درست خوردم؟ یه جای شنیدم برای اعصاب معدس. نمیریم حالا!