امروز ظهر که زلزله اومد، با شلوار تو خونه،کفشام زیر بغلم پریدم تو کوچه،برگشتنی یاد اون روز افتادم.
فقط میدونم نسل ما این فاجعه رو خواهد دید...
امروز ظهر که زلزله اومد، با شلوار تو خونه،کفشام زیر بغلم پریدم تو کوچه،برگشتنی یاد اون روز افتادم.
فقط میدونم نسل ما این فاجعه رو خواهد دید...
اگر در یک اسکادران شکاری در جایی نزدیک دریا خدمت کنی، و پرواز بیشتری روی آب داشته باشی،یکی از بلاهای قشنگی که هر از چند گاهی به عنوان باز آموزی سرت می آورند این است که با کل تجهیزات و لباس پرواز وکلاه و پوتین و دستکش، ... با چتر نجات پرتت میکنند توی آب. فکرش را بکن این همه وسائل آب هم به خودش بگیرد در گرمای خرما پزان جنوب چه میشود، گیریم شنا هم بلدی در حد قورباغه، وزن کل اینها به اندازه یکی دو تا آدم است که رو گردنت نشسته اند. در همان حال که مثل سگ دست و پا میزنی موقعییت خودت را تثبیت کنی،وضعییت فجیع تر میشود، یک چتر به قطر 10-15 متر صاف میاید روسرت. اجدادت را زیر چتر ملاقات میکنی. آقا جون اینا (خدا رحمتشان کند) هرهر به ریشت می خندند با این شغل قشنگی که انتخاب کردی.
باید به توانایی خودت ایمان داشته باشی، حتی یک لحظه به عدم موفقییت فکر کنی کار تمام است. اگر چه این فقط آزمایش است،مشکلی پیش بیاید سریع می آیند شکارچیشان را(نه تو را !!!) نجات میدهند. باید آنقدر با قلابها و گیره ها کار کرده باشی که قلقش را بدانی، سریع چتر را آزاد کنی،بندهای چتر در حقیقت همان کمربند ایمنی خلبان است که در کابین بسته ای. در لحظات آخر ورود به آب نفس بگیری،از زیر دایره چتر زیرآبی بروی بیایی بیرون. اینجا را ضایع کنی فردا پس فردا مردنت حتمی ست.
فکر کن بعد از یک نبرد سنگین هدف قرار گرفتی،یا ایمرج –ن –س-ی چیزی داشتی (عجب مصیبتی داریم ما با این جنس منس) مجبور شدی اجکت کنی، دستگیره را که کشیدی اول قطعات انفجاری دور کاناپی(درب شفاف کابین) منفجر و راکتهای زیر صندلی روشن میشود.2-3 ثانیه بعد با حدود 150 کیلومتر سرعت با صندلی از کابین شلیک میشوی بیرون.اگر سرعت هواپیمایت بالا باشد امکان برخورد با سکان عمودی هست.بستگی به شانست دارد،ممکن است کلآ همانجا تکه تکه شوی و دیگر نیازی به چتر نباشد. ما که تجربه نکرده ایم اما نقل است از ریش سفیدان مک دانل داگلاس در بادیه اتازونی، فشاری بالغ بر 18 جی در لحظه اجکت ممکن است بر چند جای خلبان وارد شود. بعد از پرتاب جی سویت* به سرعت عمل میکند،اختلاف فشار زیاد میتواند باعث ترکیدن رگها و ورود به بهشت شود.توصیه اکید شده پاها را از روی پدالها برداشته و زیر صندلی جمع کنی تا در کابین جا نماند.سیستم اکسیژن اضطراری برقرار میشود.سوئیچ *IFF اتوماتیک فعال میشود. *ECM روشن. اماده روشن شدن راکت. باز شدن چتر در بعضی مدلها میتواند از حالت اتوماتیک خارج و دستی باشد. فرض کن با 900 کیلومتر به جلو در حال حرکتی آنگاه با 150 کیلومتر هم به بالا پرت شوی،اگر چتر زودتر عمل کند تمام استخوانهایت در کسری از ثانیه خرد میشود.
خداوکیلی دیگر خیلی زشت است این همه ابر و باد و مه خورشید و فلک نشسته اند یک eject seat ساخته اند تو زنده بمانی، آنوقت سالم بیفتی توی آب،زیر چتر خفه شوی. آدم ترجیح میدهد مثل جک توی تایتانیک مثل مرد برود زیر آب،جنازه اش هم پیدا نشود. هلپ می هلپ می هم نکنی مثل این بچه ننه ها. کیت وینسلت که انجا نیست خودت را لوس میکنی. خیلی شانس بیاوری یک سیبیل کلفتی به نام افسر تسلیهات کابین عقب که چیزی حدود 0.4 ثانیه زودتر از تو اجکت شده، آن دور و ور ها دارد جان میکند برای خودش...
*. g suit :a tight fitting suit for use in high performance air flight that covers parts of the body below the heart and is designed to retard the flow of blood to the lower body in reaction to acceleration or deceleration. sometimes referred to as a g suit. Bladders or other devices are used to inflate and increase body constriction as g force increases.
وقتی که آنتن IFF به سمت هواپیمایی نشانه میرود,تا آن را شناسایی کند,دستگاه پاسخ دهنده که در هواپیما نصب هست سیگنال های سوال کننده را دریافت و علامت رمزی که بین آنهاست را در پاسخ مخابره میکند.این پاسخ یا بوسیله دستگاه سوال کننده بطور مجزا دریافت میشود و یا اینکه بر روی اسکپ رادار نشان داده میشود,اگر رمز بصورت صحیح مخابره شود اپراتور رادار متوجه میشود,که هواپیما خودی هست در غیر این صورت هواپیما و یا وسیله دشمن شناسایی خواهد شد و اقدامات لازم صورت خواهد گرفت.استاندارد فرکانس کارکرد این سیستم برای درخواست 1030 مگاهرتز و برای پاسخ 1090 است.(اینجانب بر سر کنجکاوی بیش از حد در سیستم IFF و پیشنهاد تغییر کد های پاسخ به طور مظلومانه ایی نزدیک بود به فنا بروم)
باید اعتراف کنم با این سن و سال و لنگ درازم هیچ وقت نتوانستم در مقابل جمله (التماس دعا) جواب مناسبی بدهم. یک وقت فکر نکنید به تمسخر میگویم،نه به جان خودم. حالا درست است ریش وپشمی ندارم و همیشه در هیبت شلوار جین و آستین کوتاهی چیزی هستم اما سعی میکنم پایبند اصول مذهبی باشم.
یعنی شانصد بار تا حالا سوتی داده ام.به یکی در جواب میگویم خواهش میکنم. به یکی میگویم منم همینطور. هرچی شما بگی،حتمآ،مشکلی نیست،منم دعا میکنم،ممنونم... و هر مزخرفی که فکرش را بکنید.
یکی نیست بگوید مثلآ من کی هستم که شما را دعا کنم؟ پدر آمرزیده خبر ندارد خدا برای همین امور یومیه خودمان هم زیاد تحویلمان نمیگیرد، چه برسد به این کارهای جنبی...
دیروز سوار تاکسی شدم،یه پیرمرد شاید 70 ساله راننده بود. جلو نشستم. عقب دوتا پسر 18-19 ساله با یه کیس کامپیوتر. وسطای مسیر گفتن پیاده میشیم. پیرمرد بدبخت یه خبطی کرد کرایه کیس هم حساب کرد، دعوا بالا گرفت.پسره هرچی بلد بود گفت،پول پرت کرد تو صورتش. پیرمرد دستاش میلرزید،عرق کرده بود. دیگه حواسش نبود باید کلاج بگیره بزاره یک. دنده جا نمیرفت ماشین پشت سری بوق،پسره فحش.
پیاده شدم روم نشد تو صورتش نگاه کنم بگم چقدر شد،بد جوری خرد شده بود. اگه نیاز نداشت نمیومد با یه پیکان 55 مسافرکشی.
به کجا میریم ما؟ برای از بین بردنمون نیازی به جنگ نیست.خودمون داریم از تو نابود میشیم.چه خرجیه؟
پ.ن1:من اگر همین روند پر استرس رو ادامه بدم به امید خدا نهایتآ 35 سالگی سکته زدم.37-36 چالم کردن بهشت زهرا.راحت.
پ.ن2:دیروز ما کم سعادت بودیم ولی حالی مبسوط بردن دوستان در خیابان آزادی.