اصطکاک

  یکی از مشکلات زندگی در جامعه ایی بی ثبات این است که برای تمام امور مجبوری یک Alternate(راهکار فرعی) داشته باشی. در اکثر موارد هیچ قطعییتی وجود ندارد.حتی اگر امور محوله را به بهترین شکل انجام داده باشی. قوانین لحظه به لحظه در حال تغییر است،حتی با داشتن کاملترین منابع اطلاعاتی و در نظر گرفتن تمامی متغییرها نمیتوان با تقریب قابل قبولی یک جریان را پبشبینی کرد. آنچه که در همه جای دنیا روال انجام کاریست و صدها نفر ده ها سال بر روی آن نظریه صادر کرده و تجربه کسب کرده اند در این مملکت اصلآ یک طور دیگری جواب میدهد. در این شرایط است که آنان که اهل ریسکند تعداد قابل توجه شان با مغز به زمین میخورند و محافظ کاران محافظ کارتر. روند پیشبرد امور، متاثر از این قضیه کند میشود. ویا در بهترین حالت دارای یک سیکل پله ای که یا هیچ اتفاقی نمی افتد یا روند انقدر سریع انجام میشود که اصلاح یا رفع نقص امکان پذیر نیست.حالا اگر قانون رایج سعی و خطا را هم به آن اضافه کنیم به دلیل نبود پشتوانه قوی علمی در اکثر موارد فاجعه رخ میدهد،مردمانی یک شبه به خاک سیاه مینشینند. در این مواقع است که عقل سلیم حکم میکند برای هر چیزی یک راه کار فرعی،یک راه فرار، قرار دهی.چون امیدی نیست به یک سیستم متعقل،انعطاف پذیر و کارآمد.

یک وقت به خودت می آیی میبینی تو با 100% قدرت داری پیش میروی،اما در خوشبینانه ترین حالت کمتر از 50% بازدهی داری و مجبوری باقی قضیه را صرف اصطکاک راهکارهای فرعی کنی.

آری اینچنین است برادر...

...

اوقات بیکاری در اتومبیل

خیلی وقته دنبال این هستم تو ماشین چه چیز مفیدی میشه گوش داد که هم به درد دنیا بخوره هم آخرت!! به خصوص برای ما فلک زده های تهران نشین که روزی دیگه کم کم یکی دو ساعت توی ترافیک هستیم.و البته پیدا کردن مشغولییت جنبی در کنار رانندگی که کمتر حرکات ژانگولر عزیزان مسافرکش به چشم بیاد. یه روزگاری تا همین دو سه سال پیش رادیو فردا خوب بود،اخباری میگفت،یه چهار تا اهنگ در پیت مناسب احوال ما پخش میکرد.کلآ جالب بود.تا همچین پارازیت بستن توش که وسط بیابان هم دیگه نمیگیره یا همش قارت قارت میکنه.

  رفتیم سراغ سی دی. این لا مذهب هم نمیدونم مشکل از ماست یا کلآ همه مبتلابه هستن، بیشتر از بیست ثانیه یک آهنگ رو گوش نمیدی.یعنی من خودم رکورد ده دقیقه 130 آهنگ رو زدم آخرین بار. آخرشم کوفت آدم میشه و سوهان روح هرکی تو ماشین نشسته.البته ما خودمون تنهاییم بیشتر اوقات،سوء برداشتی نشه خدایی نکرده!!

  یه روز دیدیم آقا این اصوات قبیه برا فاطی شلوار نمیشه،چقدر ساسی و عالیشمز گوش کنیم؟ یه عادت بدی هم دارم سنتی تو ماشین گوش کنم به شدت safety میاد پایین. خوابم میگیره بد جور. رفتم یه فیلم دی وی دی زیر نویس دارکه هفش ده بار دیده بودم دیگه قشنگ میدونستم جریان چیه با  نرم افزار صداشو تبدیل کردم به  mp3، گذاشتیم تو ماشین. بد نبود، هم کمکی به اینکه یکی تند حرف میزنه دراثر تکرار بفهمی چی گفت.هم یک سری جملاتی که کمتر تو کتابهای آموزش زبان دیدیم یاد بگیریم، ملکه ذهن بشه. فقط یه مشکل کوچیک هست، اگرتوی ترافیک یک وقت رد میشدین دیدین از تو یه ماشین صدای جیغ و شلیک مسلسل میاد بعد هم از بلنگوهای جلو یه نفر به انگلیسی فحش ناموسی میده،هیچ مشکلی نیست.اون ماشین منه.

   گاهی هم اگر فیلم کم بیاد،اخبار voa خوبه.میشه پرینتش رو چسبوند جلو داشبورد،یه نگاه نگاهی هم بهش انداخت.البته باید حواس آدم پرت نشه بره تو مزارع باقالی.

   حالا یه چیز جدید پیدا کردم، سیستم رادیو ماهواره ای برای توی ماشین.که ندیدم در ایران کسی برای فروش داشته باشه. البته نمیدونم واقعآ جدیده یا ما خیلی دهاتی بودیم. اینو دوستان خارج نشین باید بگن.به خصوص آمریکا که  این قرتی بازی ها بیشتره. خوبیش اینه یک صدای با کیفییت بسیار بالا و تنوع برنامه خوب رو میشه توی ماشین داشت.که محدود به منطقه خاصی هم نمیشه. البته نمیدونم دقیقآ سیستم گیرنده فرستندش چی هست ؟ و نیاز به شارژ داره یا مجانیست.ولی پیگیرهستم شاید بشه تهیه کرد.

خلاصه بگم برادر جان(ایضآ خواهر) باید فکری کرد برای این روزی یکی دو ساعت توی ماشین.

حرف الکی

یک آقای مهمی، خیلی جدی می آید مینشیند در قوطی تلویزیون!! میگوید: موشک هوا به هوا air to air missile) AAM )حرارتی ساخته ایم صد کیلومتر برد دارد.

آقا جان چه حرفی است میزنی آخر پدر من، عزیز من. ته خطش بشود از 10 کیلومتری با یک موشک حرارتی با یکی درگیر شوی،تازه اگر کل شرایط رعایت شود. آخر من اگزوز کدام مادر مرده ای را از 100 کیلومتری میتوانم دیتکت کنم که سنسورهای   infrared موشک بدبخت بیفتد دنبالش؟ 

 یک توضیحی بدهم خدمت دوستان موشکهای نوع حرارتی  که از سیستم IRIST  (Infra Red  Imaging System  Tail/Thrust Vector-Controlled) هدف یاب حرارت گازهای خروجی موتور استفاده میکنند بعد از هدف گیری و شلیک نیازی به پیگیری بعدی توسط سیستم هدایت راداری هواپیما را ندارند و به صورت مستقل عمل میکنند. یعنی شما به راحتی میتوانی بعد از شلیک فول پاور پس سوز را 100% بگیری، فرار. به ریش طرف بخندی.یا اگر خیالت از بابت سوخت موجود در باکها راحت بود، موقعییت بگیری برای دومین درگیری. چیزی که به صورت استاندارد برای فانتوم در نبرد هوایی طراحی شده میتوان 4 فروند موشک حرارتی سایدواندر AIM9 را  در پایلونهای (محل ضامن نصب) زیر بال قرار داد. ویا ترکیببی همراه با نوع اسپارو AIM7 که برای اهداف دوربرد طراحی شده و دارای هدایت نیمه فعال راداری( SARH: (Semi active radar homing است.  و نیاز به زمان دارد تا هدف را روی رادار خودت قفل کنی(مدلهای پر کاربرد در ایران که البته تجهیزات استاندارد اکثرآ اکسپایر شده اند).یعنی باید تا یک مسیری دنبال طرف بروی.چشم از رادار برنداری. این که میبینید یک جایی،در فیلمی چیزی دو تا شکاری مثل سگ و گربه دنبال هم افتاده اند همین است.جلویی تلاش میکند با اجرای مانورهای سنگین و طبیعتأ همراه با G بالا از قفل راداری مهاجم(عقبی) خارج شود.                                                                                                                   خوبی سیستم حرارتی این است در حالتهای جنگ الکترونیک نیز قابل استفاده است. البته باید حواست جمع باشد اگر به عنوان لیدر گروه با یک اسکادران هستی و فرصت تصمیم گیری داری قبل از ورود به منطقه درگیری اهداف را بین خودتان تقسیم کنید و طوری از هم جدا شوید که فاصله با هواپیمای خودی رعایت شود، یک وقتی استاداسدی بازی در نیاوری گل به خودی بزنی.                                                                                                                         در نبرد هوایی همه چیز در لحظه انجام میشود، باید نوع هواپیمای دشمن را که دیدی بدانی امکان استفاده از چه موشکهایی دارد و نوع عملکرد آنها چگونه است که تاکتیک مناسب را به کار بگیری.یک نکته بسیار مهم در نبرد هوایی هماهنگی خوب با افسر تسلیهات کابین عقب است،حرف همدیگر را باید بفهمید،انچه از مغزت گذشت را در یک کلمه بفهمد، با 1400 کیلومتر در ساعت سرعت اگر از آدم بپرسد (چه گفتی یا چه شد؟) یا یک منگول بازی شبیه این و گفتن این کلمه 3 ثانیه طول بکشد، در حقیقت 1166 متر از محل قبلی تغییر مکان داده ایی. بچه شریف که نیست، یک شاسکولیست مثل من!!. مثلآ گفتی اصغر لاک کن، من نگه میدارم توی رادار،اصغر خودش قفل نکند. اصلآ آقا جان باید تفاهم داشته باشید!                                 وقتی آن چراغ قرمز رنگ سمت راست، جلوی چشمت که نشان از تلاش برای قفل کردن موشکی چیزی روی هواپیمایت دارد شروع کرد به چشمک زدن و آلارمی که انگار با هر طنینش میخ توی کله آدم فرو میکنند،نباید به این فکر کنی ممکن است تا 10 ثانیه دیگر در ارتفاع هفتهش ده کیلومتری زمین تکه تکه شوی. انگار یکی به آدم تعهد داده که تو قابل مردن نیستی. باید آرامش داشت، تمرکز کرد.تصمیم درست گرفت. باید ثانیه یازدهم را دید.

پ.ن۱: جنگ کلآ چیز بدیست،اول که می آیی، تازه پشت لب ت سبز شده، اصلآ نمی دانی جریان چیست. عشق بزرگ دیده شدن داری. یک دست لباس خلبانی میکنند تنت،یکی دو ستاره روی شانه،یک عینک امریکن اپتیک،دو تا هندوانه زیر بغلت.خدا را هم بنده نیستی.یک کمی که سرت درد بکند برای این چیزها،خودت پیگیر باشی، کتابی، مقاله ای، تحقیقی، ریاضیاتی، کله بوی قرمه سبزی، چیزی، پنج شش سال بعد برای خودت پخی شده ای.تاکتیک اجرا میکنی باقلوا. وسیله پروازی رام شده در دستانت.

به خودت که می آیی میبینی تو اصلآ آدم این حرفها نبودی،مگر میشود روی هر بدبختی که معلوم نیست با چه پیش زمینه و دلیلی و از سر چه اجباری آمده به جنگ،اسلحه کشید. توپ است،موشک است دیگر،میزند اقوام طرف را گچی میکند،تعارف ندارد که. آنوقت تو میمانی و کابوسی تا آخر عمر.  یک عده کله گنده مینشینند چوب میکنند لانه زنبور همدیگر بدبختیش میماند برای ما مردم بیچاره. هفتصد هزار نفر را ظرف 8 سال به کشتن دادیم که چه؟ راه فلان جا از فلان جا میگذرد. چه نصیبمان شد؟ هیچ...

پ.ن۲: ما باز یک جفنگ هوانوردی گفتیم خدمت دوستان با کلاس تر از این حرفهای وبلاگی.به بزرگی خودتان ببخشید.