(من از آن آدم هايی نيستم كه وقتی ميبينم سر يك نفر به سنگ می خورد و می شكند ديگر نتيجه بگيرم كه نبايد به طرف سنگ رفت.من تا سر خودم نشكند معنی سنگ را نمی فهمم.)
این جمله رو از فروغ فرخزاد،جایی خوندم به نظرم جالب اومد.گفتم اینجا بنویسم. والبته همچین بی ربط به رویه و روش من هم نیست.که در روزگار امروز زیاد کار جالبی نیست.ولی خوب هست دیگه،نمیشه کاریش کرد.ترک عادت عوارض دارد...
پ.ن: ما چون در این مملکت تفریح خاصی نداریم و خودمان هم آنقدر بچه مثبتی هستیم(حداقل اینطور به نظر میرسد) که دنبال کارهای بی عفتی نرویم،یکی از سرگرمیهایمان این است به محض اینکه به اینترنت وصل شدیم برویم ببینیم آی پی مان کجاست.سریع مختصات را بزنیم در Google Earth یک سرو گوشی آب بدهیم در منطقه.به قول رضا مارمولک راههای فرار را پیدا کنیم. اکثر اوقات آدرس یک جاییست اطراف باتلاق گاوخونی. با هفشده کیلومتر بالا پایین. حالا یک چند روزیست آدرسمان عوض شده رفتیم یک دهاتی اطراف ریودوژانیرو!! زنگ زدم به نگهبانی آقای ADSL، میگویم عمو جان جریان از این قرار است ما رفتیم ریو!! تکلیف چیست؟ یک غیظی کرده میگوید برون شو ای کافر،تو از فی ل تر شک ن استفاده کرده ایی.استقفار کن. حالا هر چه توضیح میدهیم آقا جان ما با امام هستیم بر ما خطی نتوان کشید،طرف گوشش بدهکار نیست که نیست. خلاصه این را گفتم که بگویم عزیزان من اگر کسی از برزیل به وبلاگتان سر زد، آن منم.به گیرنده هایتان دست نزنید.